تبلیغات
دانشجویان رشته مهندسی کامپیوتر - شعر طنز خواستگاری خسرو و فرهاد
دانشجویان رشته مهندسی کامپیوتر
دانشگاه محقق اردبیلی ورودی 91
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 10 بهمن 1391

نخستین بار گفتش کز کجایی؟
مبادا هم محل، هم خاک مایی؟
چرا این دختر همسایه مان را
تو کردی خواستگاری بی خبر،ها؟!
چرا او را تو کردی انتخابش؟
بگفتا: مطمئنم از جوابش!
بگفتا: نرخ مهرش با تو گفته؟
بگفت: آن را که داده، کی گرفته؟!
بگفتا: بیشتر من دارمش دوست
بگفت: اما مهمتر، پاسخ اوست!
بگفتا: دوستش داری چنان من؟
بگفت: عشقت نه نان است و نه مسکن!
بگفتا: ازچه رو دارد قبولت؟
بگفت: او گفته با من بهر پولت!
بخندید: این دلیلش نیست کافی!
بگفت: آیا تو از خدمت معافی؟!
به ضرب پول، بنده روسفیدم
و سربازی خود را هم خریدم!
تو حتی یک موتور گازی نداری
خریدم من دو ماشین شکاری!
تو یک آلونک کوچک نداری
تو چون من خانه در پونک نداری!
به دانشگاه بودم سخت ساعی
ولی البته غیر انتفاعی!
بنابراین دلیلش هست کافی
نباید بیش از این مهمل ببافی
بگفت: اما منم فرهاد عاشق
بگفت: ازغصه اش باید کنی دق




طبقه بندی: عمومی، 
ارسال توسط farshad babashpour

آرشیو مطالب
نظر سنجی
کدام سیستم عامل موبایل را دوست دارید ؟





صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی

درآمدی استثنایی
فقط در روز با چند کلیک
بیشتر از 200 دلار کسب
کنید

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم

همین امروز در Teobux ثبت نام کنید!